خرید بک لینک
امشب هم به پایان رسیدمهدی نبود کلی از غذاها موند بچه خوراکش زیاده خب، و نبودش کاملا احساس میشه فردا روز تنهاییست، صبح باید اقای برادر رو بفرستم مدرسه(اولین باره) بعد تلفنارو قطع کنم بخوابم چون تا صب بعیده که بخوابم:) بعدش اصلا تمایلی ندارم کسی مزاحم خوابم بشه:) به لطف مهدی خان ناهارو شام هم پختنش بامن نیس و غذا حاضره فردا با اقای برادر میریم ددر! به قول احسان علیخانی به شرط حیات هه میخواستم فردا م

برچسب: تنها,خانه, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 11:51

پست قبل رو که نوشتم کمی مونده بود که ساعت ۲ بشهنوشتم فردا روز تنهاییست اما تنهایی از دو ساعت بعدش شروع شد حالا دختر مسئولیت پذیر کیست؟ الان عرض میکنم دختری که از ساعت ۳ داره میمیره برای خواب اما میترسه صبح اقای برادرش به هرنحوی(ممکنه به هرحال) خواب بمونه و اون مردن رو تحمل میکنه و تازه میره برای شازده پوره سیب زمینی درست میکنه که با سس(هزار جزیره) براش ساندویچ درست کنه و چای دم کنه بعد وقتی آقا تش

برچسب: خواهرانه, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 11:51

در این لحظه به وجود یک نفر نسبتا صمیمی که نمیدونم ویژگی هاش دقیقا چی هست نیازمندم،الاااان+دوباره بعد چند سال داشتم خفه میشدم با غذا! قبلا نون باعث خفگی میشد لقمه هام شد اندازه لقمه های بچه دو ساله امروز با برنج مرگ رو احساس کردم:| خیلی بده ها خیلی، راحت آدم میمیره. بعد یه داداش هم داشته باشی بگه قیافت خیلی جالب شده بود در اون لحظه و بخنده:| +امشب شام باباجون خانواده داماد جدید رو دعوت کرده همراه ه

برچسب: مسخره, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

دارم آهنگ دیوونه فرزاد فرزین رو گوش میدم، اصلا نمیدونم چی میگه ولی میدونم که ملودیش عذابم میده، در عین حال رو تکراره هه+تناسب اندام، حفظ زیبایی، مراقبت، کوفت، زهرمار، خسته شدم فکر من جاهای دیگس و واقعا داشتن این دغدغه ها الان خیلی اضافی هستن:( +عید غدیر میگن افتتاحیه س هه، یعنی دو تا افتتاحیه داریم؟ اونقد الان یعنی این چند روز پکرم که اصلا حس خوبی پیدا نکردم از این موضوع +موجم منفیه، و از همه بدتر

برچسب: پکرانه, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

داشتم اهنگ گوش میدادماس ام اس اومد از طرف اقای پدر که اگه بخوای یک یا دو خواننده برای مراسم معرفی کنی کیو میگی؟ از اتاق اومدم بیرون گفتم بابا اینجوری نوشته اقای برادر گفت عه برای منم فرستاده منم گفتم محمد علیزاده بابک جهانبخش و علی زند وکیلی مامان گفت حامد همایون، گفتیم نچ اقای پدر اس داد چرا حامد همایون رو نگفتید؟ هیچی دیگه نوشتم خوبه اونم، شاد هم میخونه مناسبه:) خودشون نشستن نظر دادن بعد چرا

برچسب: دغدغه,فانتزییی, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

تو خواب با استرس بگی کاش خواب باشه کاش خواب باشه کاش...

بیدار شی و؟ آخیش خواب بود

خواب آروم هم نعمته، که فعلا ازش محرومم:)

برچسب: آخیش,خواب, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

خیلی زشته همینجوری یهو میذارید میرید ها

یه خداحافظی چیزی،بعد تغییر آدرس

حالا اینجا هم نمیای بخونی ولی کلا به صورت پیام عمومی بخوام بنویسم اینجوری باید گفت که

نکنید این کارو

حس بدیه مواجه شدن یهویی با صفحه ای که موجود نیس

برچسب: هستم, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

این عکس رو دیروز رو پروفایل یه بنده خدایی تو گوشی آقای برادر دیدم

نمیدونستم کیه اما حدس میزدم عکس یه شهید باشه، گشتمو گشتم تا متوجه شدم بله.....

بقیه حرفامو باید قورت بدم:)

خیلی خیلی دوس داشتنی هست این عکس

جات بهشت باشه...

اولین بار بود تو وبم عکس گذاشتم:) هه و شاید آخرین بار

برچسب: نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

منطقیش اینه که وقتی من از عصر هزار بار تلاش کردم که بنویسم ولی نتونستم هیچ رقمه حالمو در جملات وصف کنم اینجا به هیچ دردی نمیخوره!!!!!!!!!!!!!!!

Tags :

برچسب: لعنتیییییی, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

تو این روزا باااارها اومدمو نوشتمو پاک کردماز غبطه به مرگ های داوطلبانه ای که بعدش سیاهی نیس، از مسیر نامعلومی که مقابلم هست و درموردش بی نهایت حالم خوب نیستو هیچکس نمیدونه و نمیفهمه، از اینکه چند روزه مدام هندزفری تو گوشمه و...، از وزن هه، از دیوارکشی اونم بلندش دور خودم:))) ، از هاپو جانِ درون، از جهاد مغنیه عزیز و قولی که اینبار به جای اینکه بین منومن باشه بین منو اون هست و قطعا نمیزنم زیرش:)،

برچسب: قاطی,پاتی, نویسنده: رها فرهادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:35

صفحه بندی